تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

حکایتی جالب

    ir" target="_blank"> و دو سكه به او نشان مي دادند تا حالا و يكي و مرد مي‌آمدند شما نمي‌دانيد و مردم با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.ir" target="_blank"> از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد.ir" target="_blank"> و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق از راه رسيد با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند و

     

     

     

    .
    و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. از آن‌هايم.ir" target="_blank"> تا ثابت كنند كه من احمق تر با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند.ir" target="_blank"> تا اينكه مرد مهرباني و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار.

    «اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند. در گوشه ميدان به سراغش رفت از نقره
    این مطلب تا کنون 62 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 18 اسفند 1391 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , ,

آمار امروز جمعه 24 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :185860
  • بازدید امروز :88034
  • بازدید داخلی :5027
  • کاربران حاضر :202
  • رباتهای جستجوگر:115
  • همه حاضرین :317

تگ های برتر امروز

تگ های برتر