تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

حکایتی جالب

    ir" target="_blank"> و دو سكه به او نشان مي دادند با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند.ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد.ir" target="_blank"> و مردم شما نمي‌دانيد و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. هر روز گروهي زن تا ثابت كنند كه من احمق تر و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. و مرد مي‌آمدند تا اينكه مرد مهرباني و با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.ir" target="_blank"> از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. تا حالا با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت از آن‌هايم.»

     

     

     

    .ir" target="_blank"> و يكي از راه رسيد گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , ,

آمار امروز شنبه 5 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :238023
  • بازدید امروز :172650
  • بازدید داخلی :23542
  • کاربران حاضر :142
  • رباتهای جستجوگر:169
  • همه حاضرین :311

تگ های برتر امروز

تگ های برتر